Tuesday، May 22، 2007

محسن مهدی بهشت

جان هون یارد، مدیر این وبلاق و نیز وبلاق بعداز بیست و سه و ترانه های بی اندوه، همان طور که در بلاق بن بست مرقوم فرمودند به سرای باقی شتافتند. حالا چرا آرام آرام نرفتند و شتافتند والله و اعلم و اکنون انشاءالله و به فضل الهی در جهنم دارند کمی گرم می شوند. آن بزرگواردیشب به خابمان آمدند و اسم شب وبلاقشان را در کف با کفایت ما نهادند. فلذا و زین پس ما این جا را مدیریت میکنیم. اگر کسی نسبت به این ارثیه ادعای مالکیتی دارد اسم شب بگوید و ما را از این بار امانت رهایی بخشد.
یا حق
محسن مهدی بهشت
بعدالتحریر:
ضمنن، لینک وبلاق فیلمامون را به لینک های آن مرحوم اضافه کردیم هیچ، در صدر همه هم نشاندیم. آن جا نقد فیلم مینویسیم، ماشین می شوییم، جارو می کشیم، پیرزن خفه می کنیم و ..........

7 Comments:

At 5/23/2007 3:12 PM, Anonymous پروانه said...

حیف که اینجا نمی شه یه دونه از اون آدمک های یاهو که کله ش از تعجب می چرخه گذاشت.
سلام خاله
دکتر برای اینکه من استراحت مطلق را کاملا رعایت کنم دوز داروهامو برده بالا الان هم دارو هامو خوردم سرم حسابی گیجه . رفتم وبلاگ سینما بازم کله م چرخید .
فقط بگم من و سالار و ترانه عاشق مرادی کرمانی و قصه هایش هستیم به خصوص قصه های مجید همیشه سالار برای اینکه منو بخندونه از قصه های مجید که از حفظه برام میگه
حالا دوباره بر می گردم تا سر فرصت بخوانم
لبخندی برای شما با آرزوی تندرستی و شادی

 
At 5/23/2007 4:24 PM, Anonymous Annabellee said...

خدایش بیامرزد مرد نیک سیری بود آقای بهشت عجیب لحن نوشتارتان به آن خدابیامرز شبیه است اسم رمز که داریم ولی شما ادامه دهید ما راضی هستین در هر صورت welcome

 
At 5/23/2007 4:58 PM, Blogger Mohsen Mehdibehesht said...

بله خانم آنابلی. ما از آن مرحوم فیض ها برده ایم. خدایش رحمت کناد. هر شب ایشان را در خاب میبینیم که میفرماید: واقعن که وبلاق را دست آدم کارستان سپردیم. ایکاش وقتی در قید حیات بودیم این کار را کرده بودیم و خود یک کلمه هم ننوشته بودیم

 
At 5/23/2007 7:10 PM, Anonymous پروانه said...

سلام بر آقای محسن
وقتی دوباره کامنتم رو خوندم و به وبلاگها سر زدم زنگ زدم به دکتر که آقا دوز دارو هامو بیار پایین حسابی گیج میشم و او تلفنی گفت که اونا رو نصفه بخور و اگر دید باز هم اذیتت می کنه بفرستمت طب سوزنی
خلاصه این کشتن جان به نفع من شد
.
دستور اطاعت شد برای ترانه ی نازنین تان پیام گذاشتم و از آنجا به وبلاگ حسام رفتم و آنجا هم پیام بلندی گذاشتم
.
سالار هم گزارش فیلم گوشواره را خواند ولی همیشه در نوشتن کامنت تنبل شاید کم رو است
قرار شد به محض اکران بریم سینما فیلمو ببینیم.
...
در لیست فیلم هایی که در آنجا دیدم شکلات با بازی شاهکار ژولیت بینوش را بسیار دوست دارم در این فیم جانی دپ هم با چهره ای جالب ظاهر می شود.
فیلم بیمار انگلیسی بینوش هم شاهکاری به یاد ماندنی است.
..
برایتان در ترانه های بی اندوه هم کامنت می گذارم یک جوک جدید بلدم.
.
اون یکی وبلاگتون هنوز نرفتم
. باز هم به دلیل اشتباهم در کامنت قبلی پوزش می خواهم

 
At 5/24/2007 2:00 AM, Blogger Ramin said...

با سلام...سوای مطالب جالب و خواندنی شما..پستی را که اختصاص به بانوی هنرمند ایرانی ..سوسن تسلیمی دادید..در خور توجه بود..و فقط به بنده بفرمائید..که مثل خانم شهره آغداشلو.. فقط کاندید شدند..یا اینکه به وزارت خانه ی فرهنگ سوئد راه یافتند..تاسف ام ..اینست که این گلدان خالی ..( ایران) چه گلهای رعنائی را دور از آغوش اش..به دریغ و درد نشسته!!!!!!!!!!!!!!

 
At 5/24/2007 9:32 AM, Blogger Mohsen Mehdibehesht said...

به نظر من فقط در صف کاندیدا ها بودن کافیه. برنده شدن یعنی به حداکث به جای پنجم بودن اول بودنست ولی در جهان پنجم بودن خودش خیلی خوبست . نیست؟

 
At 5/27/2007 9:37 AM, Blogger Janus said...

غول را از انگشت کوچکش هم میشناسند

 

ارسال يک نظر

<< Home